فعلا!

مدتیه درگیر هویت نمایشیم هستم.این روزا فکر میکنم وبلاگ هم مثل بقیه ی فضاهای مجازی و گاه حتی بیشتر،خاصیت نمایشی داره و این نویسندست که باید سعی کنه هرچه بیشتر پشت صحنش رو روی صحنه بیاره و به جای ساختن یه ویترین جذاب از خودش به بر قراری رابطه و داشتن دیالوگ فکر کنه...حالا بگذریم که یه چیزی در درونم میگه همه ی این تلاشا چرته رسما!اما هنوز امید دارم که روزی برگردم و صادقانه به باز کردن این دریچه فکر کنم،دریچه ای برای شنیدن و شنیده شدن...راستش دلم نمیاد اینجا رو ببندم!حالا شاید به نوعی اینجا میراث عصری باشه که دیگه به سر اومده(بی آنکه عصری تازه آغاز شده باشه)،اما در دلش صادقانه ترین دوستی ها نهفته است و اینه که نمیذاره درشو تخته کنم...فعلا!