تبليغاتX
شبانه
 
   
     
 
 
 

 

وقتی که اوج ٬ یک وحی هورمونیست

یک اشتیاق غریزی

فرود هم٬چیزی شبیه قرص٬داروی تجویزی

پیوند ناگزیر اوج و فرود است زندگی

پیوند آسمان و زمین؟

هرگز!

نه اوج سر بر ِ افلاک می کشد

نه فرود٬دردیست٬درد جدایی

صدای خطبه ی عقد

عقده

منعقد

جنین

کودک

فرزند سر به زیر این رسم زندگی

از پیش مرده است

پیوند کودک و خاک

یک آرزوی دور

یک خواب دلپذیر

و شاید امّید ناگزیر...

***

پ.ن:تیبا میگه شعر که مقاله نیست...البته مقاله های شعرگونه هم وجود دارن مثه کارای بنیامین و حتی زیمل٬اما من به تیبا حق میدم٬اگه منم به جای مخاطب بودم فکر میکردم یکی داره به روش تقلیل گرایانه ی علمی درباره ی یک سبک زندگی حرف میزنه.خب با این وجود شاید این شعر هنوزم شعر باشه٬چون عنصر احساس رو همچنان نمیشه ازش حدف کرد.

 
 
   |    نوشته شده توسط فاطمه مقدسی
 
 
 

خودسوزی

روزهای پایانی آبان 58 روزهای خداحافظیست.بازرگان وصیت نامه ی دولتش را در برنامه ای تلویزیونی میخواند و آخرین سخنانش را با مردم می گوید.لا به لای تیتر های درشت آن روزها اما،خبری کوتاه از وصیت نامه ای دیگر می خوانم،وصیت نامه ای که در نظرم وصیت نامه مردم ماست،مردمی که آماده ی سوختن بودند و سوختند.کارگر جوانی در اعتراض به آمریکا و در حمایت از اشغال سفارت در مقابل سفارت خود را به آتش می کشد . او در آخرین لحظات عمرش ،در میان شعله های آتش فریاد درود بر خمینی و مرگ بر آمریکا سر می دهد و مقابل دیدگان همه جان می سپارد.کارگر جوان ما می میرد چرا که تمامی راه ها را برای تحقق آرمان شهر برابری طلبش بسته می بیند.

خودکشی واکنشیست به هسته ی سخت و تغییر ناپذیر جهانی که فرد می فهمد.اما در مقابل، خودکشی نمادین کنشیست که مخاطبی آگاه دارد و رگه هایی از امید در آن دیده می شود، امید به شنیده شدن و موثر بودن و د ر واقع آخرین راه و آخرین امید برای شنیده شدن.تسخیر لانه ی جاسوسی هم از نظر من چیزی شبیه خود سوزی بود.مرگی به امید فهم شدن! در جهانی که مردم ما می دیدند نه سیاست های رفاهی راه به جایی برده بود و نه سیاست های  مارکسیستی،سازمان ملل هم در عمل از پس جنگ سالاران و فوق ثروتمندان بر نمی آمد،پس این آخرین راه بود،چه گفته اند اگر نمی توانی آزاد زندگی کنی،آزاد بمیر و ما آزاد مردن را انتخاب کرده بودیم.اما آزاد مردنی که به تروریسم تعبیر شد چرا که قواعد میدان سیاست را نیاموخته خود دست به کنشی سیاسی زده بودیم.چرا که ما کارگران ساده بازیگران اصلی میدانی شده بودیم که تاب تحمل قواعدش را نداشتیم.

اما برگردیم به استعفای دولت بازرگان.این هم نوعی خودکشی بود به امید نجات از بلاتکلیفی موجود.کافیست به متن آخرین پیام بازرگان نگاهی بیاندازیم:"تنها یک چیز عامل استعفای ما بود و آن مصلحت اندیشی به حال مملکت بود، چون ما بن بستی رسیده بودیم که همه ی راه ها از هر طرف برایمان بسته بود."(ر.ک.کیهان 17 آبان)بازرگان در آخرین پیامش نگرانی اش را از تغییرات در پیش نویس قانون اساسی مطرح می کند و قانون جدید را در ادامه ی فضای چند قطبی و بلاتکلیفی موجود می بیند.دولت بازرگان در شرایطی دست به خودکشی می زند که نهاد های مختلف عمیقا از این بلاتکلیفی رنج می برند و دولت نمی داند با وجود شورای نگهبان و شورای انقلاب و حزب جمهوری و سپاه و کمیته ها و دادگاه ها و هزار یک مدعی دیگر  عملا چه نقشی دارد.

خودکشی نمادین در چنین وضعی اما بیانگر ضعف و ناتوانی عمیقی هم هست که کنشگر در پاسخ معقولانه به وضعی که در آن گرفتار است می دهد.حذف خود به حکم مصلحت و یا محروم کردن خود از همه چیز به حکم مبارزه با سرمایه  داری شاید ساده ترین و مایوس کننده ترین پاسخی باشد که می توانیم به مسائل پیش روی خودمان بدهیم.دشوار تر از آن ماندن و آموختن قواعد بازیست.بیاییم به حکم مصلحت اینبار خود نسوزانیم.

 
 
   |    نوشته شده توسط فاطمه مقدسی
 
 
 

تسخیر لانه ی جاسوسی

اوایل آبان 58 روزنامه ی کیهان می نویسد:شاه مخلوع برای معالجه در بیمارستان مرکزی نیویورک بستریست.وزارت امور خارجه ی ایران به آمریکا هشدار داده که شاه و فرح اجازه ی فعالیت سیاسی ندارند.دانشجویان هر روز در اعتراض به رفتن شاه به آمریکا در مقابل بیمارستان وی تظاهرات می کنند و امام در سخنرانی اش تمام گرفتاری ما و مسلمین را از آمریکا می داند.در چنین شرایطی هیئت سیاسی ایران به سرپرستی بازرگان(نخست وزیر وقت)به مناسبت جشن استقلال الجزایر وارد الجزایر می شود تا با کشور های مختلف جهان به گفت و گو بنشیند.در حالی که امام چند روز قبل از 13 آبان دانش آموزان ،دانشگاهیان و طلاب را به حمله ی شدید علیه آمریکا و اسرائیل دعوت می کند،بازرگان با برژینسکی (نماینده ی آمریکا در اجلاس و مشاور امنیتی کارتر)دیدار می کند و وی در این دیدار نگرانی ایران را از ورود شاه به آمریکا مطرح کرده و خواستار تغییر رویه ی آمریکا با ایران می شود.برژینسکی در باب اقامت شاه در آمریکا برای معالجه پاسخ می دهد که این عمل به هیچ وجه جنبه ی سیاسی ندارد و صرفا یک عمل انسانی است.(ر.ک.شنبه 12آبان)

اما در ایران همچنان موج اعتراض ها به آمریکا ادامه دارد.حزب جمهوری اسلامی بازرگان را به دلیل دیدار با برژینسکی محکوم می کند و گفت و گو با آمریکا را برنمی تابد حتی اگر در بیان نگرانی ها و درخواست های ایران انجام گرفته باشد.

در چنین شرایطیست که 13 آبان رخ می دهد.در انعکاس خبر اشغال سفارت نکته ی ظریفی وجود دارد.کیهان روز اول پس از اشغال، این عمل را تاسف بار می خواند و در انعکاس آن از مقاومت سپاه پاسداران و کمیته ها در برابر اشغال گران سخن میگوید و امیدوار است هرچه زود تر سفارت آمریکا به صورت مسالمت آمیز تخلیه شود.فردای آن روز پس ازانتشار بیانیه های حزب جمهوری،سازمان مجاهدین انقلاب و وزارت امور خارجه  در تایید این عمل و حضور سید احمد خمینی در میان اشغال گران،تیتر یک کیهان به ستایش این اقدام انقلابی که توسط جمعی از دانشجویان مسلمان پیرو خط امام انجام شده می پردازد.اشغال گران با استناد به مواضع ضد آمریکایی پیشین امام ،طی نامه ای دولت بازرگان را محکوم به نرمش با آمریکا کرده و از امام خواستار تایید حرکت خود می شوند.اما امام هنوز پاسخی رسمی در تایید این حرکت نمی دهد.15 آبان دولت بازرگان استعفای خود را تقدیم امام می کند.وی علت استعفای خود را دخالت و مزاحمت و مخالفت و اختلاف نظر ها در ادامه ی مسئولیت خود اعلام می کند.

در روزهای بعد دانشجویان پیرو خط امام آمریکا را تهدید می کنند که در صورت دخالت نظامی، گروگان ها را نابود میکنیم و در مقابل آمریکاییان این حرکت را تهدیدی بین المللی محسوب می کنند.با شروع  ماجرای انتشار اسناد موجود در سفارت و افشاگری های دانشجویان امام سکوت را کنار گذاشته و به شدت آمریکا را تهدید می کند و درخواست پاپ برای آزادی گروگان ها را رد می کند.

ازین زمان به بعد است که اشغال سفارت دیگر نه عملی انجام شده توسط دانشجویان بلکه مورد تایید کل نظام قرار می گیرد.در ماه های بعد،اشغال سفارت منجر به اتحادی بی سابقه علیه ایران در عرصه ی بین المللی می گردد و هرچه بیش تر به انزوای بین المللی ایران کمک می کند.این کار همچنین زمینه ساز تحریم های گسترده ی بین المللی علیه ایران می شود.

13 آبان روز مهمی بود که سونوشت سیاسی ایران را بنیانا دگرگون کرد.روزی که به قول مهندس موسوی نشان داد که در میان ما مردم رهبرانند.اما به نظر می آید مهم ترین پیامد این 13 آبان حذفی سنگین است.این روز غیریت سازی با آمریکا را به عنوان عنصری هویت بخش در گفتمان اسلام سیاسی فقاهتی تبدیل می کند و در مقابل  جریان اسلام گرایی لیبرال را برای همیشه به حاشیه میراند.بازرگانی که خود در ماه های قبل از سخت ترین منتقدان سیاست های آمریکا در دوران شاه بود به یکباره به جرم نرمش با آمریکا از تاریخ ساسی ایران حذف می شود .

اکنون زمان آن است که از خود بپرسیم چرا تاریخ ما پر است از این به حاشیه راندن ها و غیریت سازی ها؟تا جایی که امروز از خانواده ی عظیم انقلاب تنها گروه اندکی همچنان خودی محسوب می شوند.جا دارد از خود بپرسیم ملت ما تا به کی باید هزینه ی شتاب زدگی در سیاست های ما را بدهد و باز هم عبرت نگیریم؟

...

پ.ن:این مطلب و مطلب بعدی نوشته های ستون صبحمه!دیدم من که پست درس درمون نمیذارم لااقل این وقایع نگاری ها رو بذارم!چند وقته رفتم تو کار روزنامه های قدیمی خوندن٬این وقایع نگاری های سال ۵۸ هم مرور روزنامه ی کیهانه...

 
 
   |    نوشته شده توسط فاطمه مقدسی
 
 
  قدم زدن

یواشکی

مغازه ی عمو علی سر کوچه

لواشک تازه

قدم زدن

اشتیاق رسیدن

***

نزدیک ظهر

سرویس پیر مدرسه

بوی ماکارونی و سالاد،پیچیده در حیاط

سفره ای که پهن شده

و مادری که فقط مادر است

که فقط انگار او مادر است

قدم زدن

اشتیاق رسیدن

***

یک روز عصر

کوچه و چادر مادر

ختم انعام

بوی خیار و پرتقال و عطر های زنانه

بازی

بچه های هم سن و سال

قدم زدن

اشتیاق رسیدن

***

این روزها اما

بعد از هزار مشغله

شب های نا تمام

خیابان

بوی ذرت مکزیکی،گل های گل فروش،پیتزا و همبرگر

گم شدن در ازدحام شهر

گم کردن

اشتیاق قدم زدن

و هرگز نرسیدن

 

 
 
   |    نوشته شده توسط فاطمه مقدسی
 
 
  میان خطوط پاره پاره ی قهوه

نیستی که نیست

هزار بار سر به ته

و ته به سر

فنجان لعنتی ام را مرور می کنم اما

نیستی که نیست

یادش به خیر می گفتی

لا یدرکه قوس الهمم:"در هیچ خطی نمی گنجم"

تو سفیدی فنجان من بودی...

...

بعد امنحانات بی محلی که بالاخره تموم شد با بچه ها نشستیم و فال قهوه گرفتیم.خب بعد اون همه نظریه خوندن ذهنمون استراحت می خواست دیگه(بعد اون همه علوم ضاله غربی این علم ضاله ی دیگه هم روش!!!)

نه!انگار فایده نداره این شعرهای آبکی هم نمی تونه نگرانی این روزهامو آروم کنه،نگرانی همه ی ما...

 
 
   |    نوشته شده توسط فاطمه مقدسی
 
 
  تهران

تروایی دیگر

کابوس آتش و ویرانی

شهر می لرزد

شهر مستحق ویرانیست

مستحق ویرانی

مستحق ویرانی

هلن،آبروی شهر

امید شهر

و

نا امیدی اش

ویرانی هزار بار بهتر، از انکار جوانی

...

پ.ن: امروز بعد از دو ماه دوباره به تهران اومدم. دو ماه پیش وقتی که تهران رو ترک می کردم،احساس می کردم برای اولین بار با مردم این شهر احساس نزدیکی عجیبی می کنم،برای اولین بار دوست نداشتم برگردم.دو ماه گذشت،دو ماه فرصت زیادی بود برای محافظه کار تر شدن،برای عاقل شدن و برای پیر تر شدن، اما بعد این همه روز باز هم وقتی به تهران اومدم،تنم لرزید،شهری که در اون ما به جرم باورمون مستحق مرگیم.حس ساختمونی رو دارم که در همسایگیش یه انفجار بزرگ رخ داده...

 
 
   |    نوشته شده توسط فاطمه مقدسی
 
 
  رمضان

 

یخچال هایی که  تا لب ، پر

مؤمنانی که تا خرخره ، پر

و سفره هایی که دست خورده و خالی

...

لنگ دراز

تا لنگ ظهر

...

نه بالا ماست

نه پایین دوغ

ماست ها و دوغ ها خورده شده

این کلاغ های بیچاره هم

امید خانه ندارند

...

پ.ن: البته به قول دوست خوبی، بیان نا امیدی یعنی اینکه تو هنوز امید داری...

 
 
   |    نوشته شده توسط فاطمه مقدسی
 
 
 

یک صحنه از فیلم خاک آشنا،  بهمن فرمان آرا


 

- تو چی کار می خوای بکنی؟

- من کاری بلد نیستم!

- اون مش رحیم یادته پریروز دیدیم؟ده نسله که  نسل اندر نسل،این زمینا رو می کارن

- من تا حالا چیزی نکاشتم

- برا کاشتن که نباید انیشتین بود،تا نکاری هم که نمی شه درو کرد،بالاخره دست آدم باید بره تو خاک.آخه مشکل نسل شما اینه که نکاشته می خواد درو کنه و اینم که نمی شه.

- می دونین چیه دایی؟ما درو هم نمی خوایم بکنیم...

 
 
   |    نوشته شده توسط فاطمه مقدسی
 
 
  برای تو، که میدانم نمی خوانی...

مفهوم گنگ فقر ، در ذهن ساده ی کودک

چیزی شبیه خون پدر ، روی آسفالت


هستی ، به کودکی ات غبطه می خورٍَِد

اما امان، از این زمان پیر


وقتی که فقر ، معنی خود را

با هزار سماجت

در بند بند وجودت

تکرار می کند.

وقتی که خون پدر ، کابوس های سرخ هر شبه

تکرار می شود ...

این حربه ی همیشه ی تکرار

این زمان

دردا امان،امان!


 

 
 
   |    نوشته شده توسط فاطمه مقدسی
 
 
 

جمعه

نمی خواهم پیش بینی ات کنم

نه، اصلا همین غیر منتظره بودنت عالیست، ابرمرد ناپیدای من!

روانشناسی در مقامت کم می آورد

و چه بهتر.

نه در خشمت عقده ایست

و نه لبخندت تکانه ای جنسی.

عشقت را نمی توان به افسردگی های ماهیانه فروکاست

و قهرت را آه!

قهرت هیچ ربطی به سیاست ندارد

نه ، قهر تو ساده تر از این حرف هاست

قهر تو ،از مرگ من است

عادت که می کنم...

قهر تو مرگ من است

چندان که مرده ام

 
 
   |    نوشته شده توسط فاطمه مقدسی
 
 
  پیتزای قرمه سبزی(۱)

این روز ها غیر از تنور داغ تحریف و تحلیف و تنفیذ و تنبیه و تعذیب ملت یک سری مباحث دیگه هم مطرح شده و اون مشاجره ایست درباب اصالت غذایی به نام پیتزای قرمه سبزی!ماجرا ازونجایی شروع می شه که آشپزباشان قلدر یک محله ی قدیمی که مدت ها بود بیخ گوشمون از بوی گند غذا  نق میزدن و هر از چند گاهی تو آشپزخانه خودی نشان می دادن ،تصمیم گرفتن طی یک عمل انتحاری آشپزخانه رو فتح کنن.حرفشونم این بود که مگه قرمه سبزی نن جون ما چه کوفت و زهر مارش بود که شما اوف اوفی ها و پیف پیفی هاخوشتون نیومد؟بگذریم از شرح بقیه ی ما وقع که بدجور دلم می گیره و زبونم قفل میشه که دوباره حرفم نمیاد...القصه آشپزباشی های بقیه ی محله ها هم به فکر افتادن که حالا که طلسم این پیتزای گند قرمه سبزی شکسته شد بیا مام فکر یه غذای تازه باشیم.یه عده می گفتن پیتزاشو بیشتر کنیم و سس قرمه سبزی روش بریزیم،یه عده هم می گفتن قرمه سبزی درست کنیم توش پیتزا تیلیت کنیم یه عده ی دیگه هم می گن اصا مگه مرض داریم ،پیتزا درست می کنیم با سس فرانسوی که از همشونم بهتره!خلاصه در ادامه همین ماجرا منم شروع کردم به یه سلسله پیتزای قرمه سبزی نویسی البته به حساب خودم از بعد اجتماعی ترش! قبل از ورود به بحث باید بگم:من نه دل نگران قرمه سبزی ام و نه دل نگران پیتزا،من نگرام آدم هایی هستم که از بوی گند این دست پخت های ناپخته کارد به استخوانشون رسیده و دارن از گشنگی می میرن! اگرم صداشون در بیاد که...

 بخش ۱:

خدمت انورتون عرض کنم که زندگی خوابگاهی هم حکمت های زیادی داره!حالا که این حال و روز مملکت رو  می بینم ، یاد یکی ازون شب های کثیرالامتداد می افتم که بعد از مشاجره ای طبق معمول بی سرانجام  بی نتیجه بودن مطالبات دموکراتیک(پیتزاطلبانه) با یک سری از آدم ها برام مسجل تر شد.حکایت ازین قراره که هم اتاقی بسیار شریف ما، که هر شب یکهو ساعت ۱۰ زنگ خوابشونو می زنن و باید تشریفشونو ببرن عوالم خوابیه با ما که تازه ساعت ۱۰ موتورمون روشن می شه، وارد فاز دعوا شدند که مگر نمی دانید من نسبت به صدای بسته شدن در و نور چراغ و پچ پچ آدمیزاد و وز وز پشه و  کلیک موس و چه و چه حساسم؟ما هم که من باب افاضه ی فضل آمدیم سخنرانی غرایی اندر باب تمکین به خواست اکثریت بکنیم ، یکهو دیدیم از اتاق به بیرون پرتانیده گردیدیم و تا صبح باید تو سالن تلویزیون در معیت مسی خانووم یخ بزنیم.اما از شوخی گذشته اون شب تا صبح به این فکر می کردم که اخلاق فضیلت محور بهم حکم می کنه که حتی رنجش یک نفر رو هم بر نتابم و ازون به بعد راس ساعت 10خفه خون بگیرم. ولی در مقابل اگر دو روز زندگی خوابگاهی کرده باشین می فهمین که فضیلت محور بودن یعنی هر شب تو سالن تلویزیون خوابیدن!

چی بگم والا ،این دوست شریفی که ذکر خیرشون بود از قبیله ی اون آدم هایی هستند که  هرجا بوی دموکراسی و غرب بیاد صدای پیف پیفشون بلنده و انگار این فرنگیا فایده گرایی کثرت گرا رو از کره مریخ وضع کردن. بعد هم یکسری آیه و حدیث ردیف می کنند که پیامبر هم بعله و ته ماجرا می بینیم برای رضای یه نفر یه ایل ناراضی شدن...اما این قصه ی کش دارو گفتم که بگم ، پذیرش رویکرد پراگماتیستی اونم نه از نوع مصلحت نظامیش،بلکه از نوع مصلحت همگانیش یکی از همون معضلاتیه که اتفاقا نه فقط این جماعت پیف پیفی بلکه خیلی از دوستان سبزمون هم آمادگیشو ندارن...یعنی دست خودشونم نیست الگوی پراگماتیستی یک الگوی تربیتیست که خیلی با مدل عمومی تربیت تو جامعه ی ما فرق داره.

حالا تو پیتزای قرمه سبزی های دیگه دنبالشو می گم.(جدیدا چقدر مثه کارتون فوتبالیستا تموم می کنم مطلبامو!)

تذکره :دکتر کچوییان در چند تا مصاحبه و مناظره گفته بودن که این جمعیت دموکراسی خواه(بی تربیت که دوس دارن آمریکا بهمون حمله کنه!) نهایتا 10 میلیون هستن و بیشترشون هم تو تهران تمرکز کردن. من واقعا نمی فهمم این جمعیتو چطور تخمین زدن ولی گویا یکی از منابعشون نتایج انتخابات هاست،اگر کسی میدونه به من بگه اینا بر اساس چه سبک تحلیلی در اومده...

 
 
   |    نوشته شده توسط فاطمه مقدسی
 
 
  اعتراف

اعترافی طولانیست شب،اعترافی طولانیست

فریادی برای رهاییست شب،فریادی برای رهاییست

فریادی برای بند


شب

اعترافی طولانیست


اگر نخستین شب زندان است

یا شام واپسین

              _ تا آفتاب دیگر را

در چهار راه ها فرا یاد آری

یا خود به حلقه ی دارش از خاطر

                                        ببری_

فریادی بی انتهاست شب فریادی بی انتهاست
فریادی از نوامیدی فریادی از امید،
فریادی برای رهائیست شب فریادی برای بند.

شب فریادی طولانیست

....

بعد از دیدن نمایش نخ نمای جدیدشون بی اختیار به یاد شاملو افتادم،وجود شب اعترافی طولانیست،نیازی به زور و شکنجه نیست برادران،حتی نه نیازی به بیدادگاه،شب خود گویای همه ی ماجراست...


 
 
   |    نوشته شده توسط فاطمه مقدسی
 
 
 

با شاملو

پنجره

        بیدار ِ شب

                    هشیار ِ شب

                              در انتظار صبحدم

                                                 چیزی نمی گوید...

 
 
   |    نوشته شده توسط فاطمه مقدسی
 
 
 

آخرین سرمشق

وقتی که رنگ ها/همه ی رنگ ها/بی هیچ نزدیکی و شباهتی کنار هم باشند/وقتی که مجبورند/وقتی که نور نباشد/وقتی که نور نباید باشد/آنگاه سیاه خلق می شود!

این روزها اما،ژانوس پیر آن بالا/از هرچه رنگ منفرد تنها/این نقطه های کوچک بی ادعا/ببین چه می لرزد!

دیگر گذشت روزگارت پیر/ببین که پاک کن ها چطور سیاه تر می کنند مشقت را!/ببین به راحتی بر باد داده ای قلمت را !

مشقش تمام شد!/ اما ژانوس پیر ما ندید/این نقطه های کوچک ساده/یا شاید/پاک کن های سخت آلوده را/ نمی دانم...وقتش تمام شد!

پاورقی:به یاد همه ی سبزهایی که نخواستند به اتحاد سیاه این روزها تن دهند!به امید آنکه دیگر خود بنویسیم...

 
 
   |    نوشته شده توسط فاطمه مقدسی
 
 
 

شنبه ای که نمی آید

این یه هفته ی آخر قبل انتخابات٬آن منکری نبود که ندیدم از دوست و دشمن ٬این روزا فرقی نمی کنه...فقط همین قدر بگم که دیگه از موج هایی که حتی صخره ها رم آروم نمی ذاره حالم به هم می خوره!حس می کنم ما ملت همیشه موجی در هر صورت شکست خورده ایم چه قهرمان اخلاق و میانه روی من و دوستانم بیاید و چه قهرمان دلاوری و شجاعت به حساب دشمنانم...خواهد به سرآید این روزگار کذایی یا نی نمی دانم!روزگار گندیست نازنین!

 

 
 
   |    نوشته شده توسط فاطمه مقدسی
 
 
     
 

pctfx3.3

Digital Classic Fix Template

سي دي كاتالوگ چند رسانه اي گروه طراحي چندرسانه اي وبلاگ رسانه گشت و گذار در دنياي رسانه هاي ديجيتال Medium Blog - Digital Media World قالبهاي رايگان سايت و وبلاگ Advanced Persian Blog Templates

اطلاعات مربوط به كارگاه طراحي قالب: Professional Web Site Design Center Template Design Workshop, دانلود قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, جزئيات قالب هاي رايگان Template Design Workshop, وبلاگ كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, جستجوي قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, تماس با كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, درباره كارگاه طراحي قالب

اطلاعات مربوط به گروه طراحي چندرسانه اي: Web Development Department - Multimedia Design Group , بخش توسعه وب - گروه طراحي چند رسانه اي Web Designing Department - Multimedia Design Group , بخش طراحي وب - گروه طراحي چند رسانه اي Multimedia Designing Department - Multimedia Design Group , بخش طراحي چند رسانه اي - گروه طراحي چند رسانه اي Blog - Multimedia Design Group , وبلاگ - گروه طراحي چند رسانه اي

اطلاعات مربوط به تكنوراتي: pictofxt Farsi Blog دامنه فارسی

ثبت سایت دامنه فارسی لینوکس سرور